وقت رفتن

رسیده وقت رفتن
گذشت اون روزا تو حرفا بودی حرف اول
حس می کردم اخیرا حرفات باخراشه
اون جا بود که فهمیدم این قصه آخراشه
وقت رفتنه،وقت دفنه قلبمه
و خودت می دونی تمومه الکی جو نده
حرفای تلختم که نمک زخممه
و تنها دلخوشیم به قلم دستمه
باز منمو حسرت این که دوباره تنها
و از خدا حالا میخوام،من دو بال پرواز
میدونی چند بار گفتم که تو مال من باش
بگذریم دیگه زدستم در رفته شماره دردام
تو که می دونستی من تکیگاه محکمتم
بگو با من دیگه چرا د آخه نوکرتم
من که هر دیققم وابسته به دقیقه ی تو بود
من که حتی لباس تنم به سلیقه ی تو بود
من که دست هیچ کسی رو با وجودم نمی گرفتم
هر چند من از دلت خیلی وقته رفتم
باشه تو بردیو اینا برات افتخارن...؟
تو ختم عالمیو منم عند خامم...؟
فکر نکنی اهله جبران یا انتقامم
خودم باید دقت می کردم تو انتخابم...





.jpg)
